تبریز فایننس

معامله کردن نشانه ای از حضور فعال در بورس اوراق بهادار است !

معامله کردن نشانه ای از حضور فعال در بورس اوراق بهادار است
  • معامله کردن نشانه ای از حضور فعال در بورس اوراق بهادار است : شاید این اولین باری باشد که این جمله به گوشتان خورده باشد. ممکن است فکر کنید تابه حال هیچ کس در این مورد با شما حرفی نزده است، چه برسد به اینکه بخواهد به عنوان باوری رایج در بازارهای بورس مطرح شود.

     

    این جمله اگر هم به این صورتی که در این کتاب آورده ام پرتکرار و رایج نباشد، کسر بزرگی از معامله گران جهان، دست کم مدتی هرچند کوتاه، با آن درگیر بوده اند. بسیاری هم در تمام طول عمر تجاری خود در بورس، حتی لحظه ای از عواقب این باور در امان نیستند. این جمله اسلحهی مخفی بازار است. ممکن است شما که در همین لحظه دارید با تعجب این چند خط را می خوانید، بدون اینکه بدانید، خود از قربانیان این طرزفکر باشید.

     

    بسیاری را دیده ام که با درسرداشتن همین باور وارد این حرفه شده اند، ماهها و سال ها در اینجا فعالیت کرده اند و دست آخر با کارنامهای آکنده از ناکامی ها بازار را ترک گفته اند، بدون اینکه خود نیز از باوری که آنها را به شکست کشانده خبر داشته باشند.

     

    معامله کردن نشانه ای از حضور فعال در بورس اوراق بهادار است و بیش معامله گری

     

     

    بسیاری از باورها هستند که به دلیل دامنه ی نفوذشان در محیط پیرامون، و نیز به دلیل آموزشی که از طرف جامعه دریافت می کنیم، قابلیت ارائه به صورت گزارهای مستقل را دارند. بسیاری از آداب و سنت هایی که در جامعه با آنها مواجهیم از این دست هستند. اما باورهایی هم هستند که در سطوح ناخودآگاه ما ته نشین شده اند، بدون اینکه از وجودشان علم و اطلاعی داشته باشیم.

     

    مبارزه با باورهای غلطی که آنها را به خوبی میشناسیم به مراتب آسان تر از نبرد با دانسته هایی است که حتی از وجودشان خبر نداریم. این باورها تصویر ذهنی ما را شکل می دهند و رفته رفته از محیط ذهن به دایرهی کردار کشیده می شوند. در مسیر زندگی بر مبنای آنها عمل می کنیم و مجموع این عملکردها، در تحلیل نهایی، شخصیت ما را شکل خواهند داد.

     

    اغلب افرادی که بورس را به عنوان شغل خود برمی گزینند با ذهنی لبریز از این نگاه ها وارد کارزار می شوند. در نبردی که بین واقعیت بازار و سطح ناخودآگاه معامله گران انجام می شود، هیچ کس پیروز نمی شود. این مشکلی است که باید به طریقی در جهت حل آن کوشید، وگرنه این مبارزههای فرسایشی، به غیر از اینکه معامله گران را به تدریج از پا می اندازند، هیچ سود و ثمر دیگری ندارند.

     

    به عنوان یک نمونه، تصویر ذهنی ما با کسب پول های بزرگی که با زحمت کم به دست آمده باشند مشکل دارد. ما اغلب این تصور را داریم که برای جمع آوری ثروت های کلان باید سال ها شبانه روز تلاش کرد. حتی بعضى پا را فراتر می گذارند و معتقدند پول زیاد تنها از راه نادرست و غیرقانونی به چنگ می آید.

     

    شاید ضرب المثل هایی نظیر «کار نیکو کردن از پر کردن است» یا «یک شبه که نمی شود ره صدساله را رفت» و اشعار و سخنانی از این دست بتوانند رسوب چنین گمان هایی در میان جامعه را توضیح دهند. مسئلهی بیش معامله گری حاصل داشتن چنین دیدگاهی به فعالیت در بازارهای سرمایه است.

     

    فرض کنید معامله گری را ملاقات کرده اید که ادعا می کند توانسته سرمایه ی اولیه ی خود را ظرف مدت یک ماه تا ۳۰ درصد افزایش دهد. کارنامه ای که برای اثبات این ادعا ارائه می کند حاوی چندصد معامله ی ریزودرشت است که وقتی به زمان انجام معاملات انجام شده دقت می کنید متوجه می شوید که موقعیت های گرفته شده تقریبا در تمام ساعات شبانه روز پراکنده شده اند.

     

    معامله کردن نشانه ای از حضور فعال در بورس اوراق بهادار است

     

     

    ضمنأ او این ادعا را طرح می کند که در این فرایند از یک تیم مشاور ۳۰نفره از متخصصان اقتصادی و امور مالی بهره گرفته و در این مدت تمام اخبار مهم جهان را دنبال کرده است. او این نتیجه ی درخشان را حاصل فرایندی توان فرسا و پیچیده میداند، به طوری که در نگاه اول از تواناییهای عادی انسانی فراتر به نظر می رسد.

     

    در سناریویی دیگر، این طور فکر کنید که این بار معامله گری را ملاقات کرده اید که در مورد افزایش ۳۰ درصدی سرمایه ی اولیه ادعای مشابهی را عنوان می کند، اما با این تفاوت که در کارنامه ی او بیش از چند موقعیت به چشم نمی خورد. ساعات انجام معامله به یک یا دو ساعت مشخص در روز خلاصه شده و تمام این روند را به صورت انفرادی و با تکیه بر سیستمی شخصی طی کرده است. ضمن اینکه، در این مدت، به طور کل از اخبار و اطلاعات تأثیرگذار بر قیمتها بی اطلاع بوده است.

     

    حالا این طور فرض کنید که از طریقی مطلع شده اید که به طور قطع یکی از این دو معامله گر دروغ می گوید و مدارکی که برای اثبات ادعای خود ارائه کرده جعلی و غیرقابل استناد است. چه می کنید؟ در این صورت، کدام یک را فرد دروغ گو معرفی می کنید؟ پاسخ از پیش مشخص است؛ به احتمال بسیار زیاد فرد دوم متهم ردیف اول است. اما چرا؟

     

    شاید به این دلیل که گزارش فرد دوم با آموخته ها و باورهای ما در تضاد و تناقض قرار دارد. در ذهن ما این امکان که با صرف کمترین وقت و انرژی بتوان به سودهای کلان دست پیدا کرد از پیش منتفی است. از سوی دیگر، این احتمال هم که فردی پس از تلاش های شبانه روزی و عرق ریزی های فکری و جسمی نتواند به سود برسد با تصویر ذهنی ما همخوانی ندارد. به همین دلیل، در این قضاوت، تصمیم ساده تر را انتخاب می کنیم معرفی فرد دوم به عنوان جاعل کلاهبردار.

     

    قصد ندارم بگویم فرد دوم لزوما صادق بوده است، همان طور که در مورد راست و دروغ ادعای نفر اول هم حرفی برای گفتن ندارم. مقصود من بررسی نگاهی است که در تمام طول زندگی در ضمیر ناخودآگاه ما جا خوش کرده و به تولید چنین باوری منجر شده است.

     

    موضوع بیش معامله گری حاصل چنین نگاه و باوری است. بیشتر افرادی که تاکنون دیده ام چنین رفتاری را با حضور در بازار و تجزیه و تحلیل آن داشته اند. آنها مسئله ی حضور در بازار را با کسب سود یکی گرفته اند؛ برای همین، ساعاتی را که خارج از بازار هستند یا به کارهای دیگر زندگی می پردازند جزو اوقات تلف شده میدانند. آنها مدام به نمودارها و آخرین تحرکات بازار سرک می کشند و مثل یک شکارچی شیر آهسته و آرام در کمین فرصت ها هستند.

     

    تا اینجا همه چیز طبیعی به نظر می رسد. کسی که ساعات کمتری را در بازار سپری می کند، نسبت به فردی که بیشتر اوقات خود را به حضور پای نمودارها اختصاص می دهد، هیچ امتیاز ویژه ای ندارد. هرکسی خودش تصمیم می گیرد با وقتی که در اختیار دارد چه کند. مسئله ی اصلی و اساسی تبعات و تأثیراتی است که حضور طولانی مدت و مکرر در بازار بر معامله گران می گذارد و، به احتمال بیشتری، عملکرد بهینه ی آنها را تحت الشعاع قرار میدهد.

     

    حضور طولانی مدت و یکسره پای نمودارها معمولا فرزند عملکرد خارج از سیستم است. من روشهای نظام مندی را هم دیده ام که بر مبنای ارتباط مداوم با بازار طراحی شده اند، اما واقعیت این است که اغلب افرادی که روبه روی نمودارهای سهام و ارز و کالاها یخ می زنند و حیرت زده به نوسانات بی معنا و مفهوم آن چشم میدوزند به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیستند. پایبند نیستند چون از اساس سیستمی برای پیروی هدفمند ندارند.

     

    از ترکیب بی برنامگی و بست نشستن در بازار فرزند شوم «بیش معامله گری» زاده می شود. وقتی نمیدانید چه می خواهید بکنید و بعد خودتان را در ورطه قرار میدهید، به احتمال زیاد، شرایط روی ذهن و در نهایت بر عملکردتان تأثیر خواهد گذاشت.

     

    اگر سیستمی نداشته باشید که شما را به رعایت مجموعه ای از بایدها و نبایدهای از پیش نوشته شده وادار کند، و در عین حال با قیمتهای زنده ی روی نمودار مواجه می شوید و قصد می کنید ساعت ها همان جا اتراق کنید و به نظاره ی سیاحت نوسانات بپردازید، بی چون و چرا دارید با پای خود به استقبال خطر می روید. حركات قیمت ها حتی سرسخت ترین آدم ها را هم می فریبند.

     

     

    وقتی به نمودارهای زنده زل میزنید و هیچ طرح منسجمی برای ورود به بازار ندارید، بالاخره نرخهای جادوگر در یک منطقه شما را به انجام معامله مجاب می کنند. آنها در برابر چشمانتان این قدر بالا و پایین می پرند تا با ایجاد اثری شبیه هیپنوتیزم در ذهنتان شما را نسبت به خرید یا فروش هیجانی متقاعد کنند.

     

    میدانم که بارها در مورد قانون ۵۰درصد و عملکرد بی چون و چرای آن در مجموع معاملات صحبت کرده ام. پس بالارفتن تعداد معاملات باید بی ضرر باشد، و حتی در صورت رعایت مدیریت سرمایهی مناسب سود سرشاری نصیبمان کند. اگر با استفاده از هر قاعده و روشی بتوانیم در نیمی از معاملات برنده خارج شویم، در این صورت عقل سلیم ما را به باز کردن موقعیت های بیشتر ترغیب می کند.

     

    شاید بتوان قدم را فراتر گذاشت و با نگاهی به نظریه ی ورود تصادفی، وقت وبی وقت به بازار حمله ور شد، بلکه از نمد این بی نظمی کلاهی برای خود تهیه کرده باشیم.

     

    با تکیه بر این منطق، همه چیز روی کاغذ منطقی به نظر می رسد. می شود مدام بازار را رصد کرد و با دیدن هر نوسانی به آن شبیخون زد. هرچه تعداد بالاتر، احتمال کسب سود بیشتر. اما تجربه ای هزار بار تکرار شده در این بازار به ما نشان می دهد که گاهی این نمد کلاه می شود، اما کلاه گشادی که مشکل بتوان با آن ادامه ی مسیر را مشاهده کرد.

     

    معامله کردن نشانه ای از حضور فعال در بورس اوراق بهادار است

     

    چیزی که در مورد بیش معامله گری خطرناک است به هیچ وجه به تعداد معاملات مربوط نیست. اگر سیستمی دستور باز کردن و بستن تعداد بالاتری از موقعیت ها را صادر می کند، تنها کاری که می توان در برابر آن انجام داد پیروی و اطاعت محض است. گرچه تعداد بالای ورود به بازار و خروج از آن به خودی خود مزیتی برای یک سیستم به شمار نمی آید، نمی توان آن را نقص در نظر گرفت و مجموعه ی قوانین و مقررات درون سیستم را یکسره مردود دانست.

     

    چیزی که به دنبال حضور طولانی مدت و انجام پی در پی معاملات، معامله گر را به تدریج به تباهی می کشاند تأثیرات انکارناپذیری است که این روش، آهسته و پیوسته بر ضمیر و ذهن فرد ایجاد می کند. وقتی برنامه ای برای انجام دادن وجود ندارد، دو اتفاق ممکن است پدید بیاید:

     

    1. فرد نسبت به هرگونه اقدام و عمل منفعل شود و در قامت یک تماشاچی به تماشای تحرکات بنشیند

    2. معامله گر به دلیل بلاتکلیفی بی گدار به آب بزند و بکوشد در هر نوسانی موقعیتی عالی ببیند و کار را با خریدوفروش های هیجانی ادامه دهد.

     

    شاید در فرض نخست سودی عاید یک سرمایه گذار نشود، اما دست کم حساب معاملاتی او از گزند ضررهای بی وقفه در امان خواهد بود. هیچ کارگزاری بابت تماشای بازار از کسی کمیسیون دریافت نمی کند و بابت موقعیت بازنشده ضرر و زیانی به پای مشتری خود نمی نویسد. پس مسئله ی مهم حالتی از بی برنامگی است که به خریدوفروش می انجامد. این نوع از ورود بدترین، ضررده ترین و خطرناک ترین شکل ورود به بازار است.

     

    فرض کنید با باور «کار بیشتر، پول بیشتر» پای نمودار حاضر شده اید. چه ساعتی از شبانه روز؟ مهم نیست. چون از پیش برنامه ای برای آن نریخته اید. مجموعه ای از نمودارها را پیش روی خود باز کرده اید و می خواهید دست به تحلیل آن بزنید. اما با استفاده از کدام روش تحلیل؟ تحلیل تکنیکال، فاندامنتال، تکنوفاندامنتال یا ترکیب دیگری از این روشها؟ این هم اهمیتی ندارد. وانگهی، کار روی کدام نمودارها را در دستور کار قرار داده اید؟ مشخص نیست، چون از اساس دستور کاری وجود ندارد. برای ورود قصد تجزیه و تحلیل روی کدام قاب زمانی را دارید؟ پاسخ این سؤال هم نباید زیاد سخت باشد.

     

    وقتی زمان به طور کلی حتی برای مشاهدهی نمودارها اولویت ندارد، تعیین قاب زمانی به طور خودکار در رتبه ی دوم اهمیت قرار می گیرد. از همه ی اینها گذشته، به هر طریقی که قیمت ها و الگوهای شکل گرفته را تحلیل کردید، با چه میزانی از سرمایه به بازار وارد می شوید؟

     

    نقاطی که برای خروج از سود و ضرر در نظر گرفته اید دقیقا کجا هستند؟ هیچ! اگر دهها سؤال دیگر هم به این طومار اضافه کنم، تنها خود را بیشتر طلبکار پاسخ کرده ام. اما به گمان من، این درگیریها تنها بخشی از دردسرهای نبود سیستمی مکانیکی است، و در واقع بخش کم اهمیت تر آن!

     

    گرفتاری اصلی از زمان ورود به بازار آغاز میشود. در این صورت، نوع برخورد شما با معاملات سودده چگونه است؟ معاملات زیان ده را تا کجا همراهی می کنید؟ پاسخ در قوانینی است که هرگز طراحی نشده اند تا در این مقطع به کار بیایند. روند انحراف از مسیر از این نقطه آغاز می شود. سودهای پراکنده اعتمادبه نفستان را افزایش می دهند و برای ادامه ی این ولنگاری و بی مسئولیتی تشویقتان می کنند.

     

    از طرفی، با فرارسیدن ضررهای پایه ی اعتماد شما به راهی که در پیش گرفته اید سست می شود. ضمن اینکه، فشار مالی حاصل از زیان، رفته رفته فشار روحی غیرقابل تحملی ایجاد می کند که شما را به فکر پس گرفتن پول هایی می اندازد که در تمام مدت به بازار تقدیم کرده اید.

     

    معامله کردن نشانه ای از حضور فعال در بورس اوراق بهادار است

     

    اگر در این انتقام کور سودی به سمت حسابتان سرریز شد و باد به پرچم شما افتاد، که به طور قطع احساس سرافرازی و پیروزمندی می کنید و چرخهی ضرر و انتقام را پی می گیرید، اما اگر ضررهای متوالی از گوشه کنار سررسیدند، خشم و انتقام ابعاد تازه تر و بزرگتری به خود می گیرند. این چرخه آن قدر تکرار می شود که دست آخر خسته و نامید برای همیشه از این حرفه بیرون می روید.

     

    اینها که نوشتم نه حدس و گمان اند و نه پیش گویی برای فهم و درکشان هم نیاز به داشتن هوش استثنایی نیست. اینها حاصل تجارب پیش آزمودهی هزاران نفر از کسانی است که قصد داشتند از همین مسیر به بازار غلبه کنند و دست آخر با دستان خالی از آن بیرون رفتند، حتی خالی تر از روزی که به امید کسب ثروت به این حرفه وارد شده بودند.

     

     

    آکادمی تبریز فایننس یکی از بهترین مجموعه ها در غرب کشور است که سعی دارد بستری مناسب برای علاقه مندان در حوزه ی ارز دیجیتال با برگزاری دوره هایی مثل دوره ارز دیجیتال و دوره پرایس اکشن نوین و دوره های دیگر ایجاد کند.

     

    شما می توانید با شرکت در این دوره ها سرمایه گذاری بی نظیری در کارنامه مالی خود ثبت کنید و به یک تریدر حرفه ای تبدیل شوید.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    adminn

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.