تبریز فایننس

اهمیت تمرکز در بورس !

اهمیت تمرکز در بورس
  • اهمیت تمرکز در بورس : این باور که اتفاقا محبوبیت بسیاری هم در میان عموم معامله گران دارد یکی از بزرگترین و دیدنی ترین جلوه های عدم مسئولیت پذیری در این تجارت است. کلیدواژهای مهم در این باور وجود دارد که همه ی آتشها از زیر خاکستر آن برمی خیزد: «تمرکز»

     

     

    «تمرکز» هم مثل«مشورت»، «دانایی» و «تفکر» که پیش تر درباره شان صحبت کردیم در دل خود بار معنایی مثبتی دارد. این واژه در هر شغل و حرفه ای همواره ستایش می شود و در بسیاری از اوقات، به عنوان کمبود توجه و تمرکز گزارشی ارائه نکرده است و هیچ کس هم به علت تمرکز کلمه ای مقدس، اصل اساسی موفقیت در پیشبرد امور دانسته میشود.

     

    تاکنون هیچ کس در خصوص افزایش بهره وری در یک پروژه به دلیل بالا هنگام انجام کار توبیخ و شماتت نشده است. تمرکز همان گونه که از نامش برمی آید به معنای مرکزیت دادن به چیزی یا کاری توضیح داده می شود. تمرکز حالتی ذهنی است که با رهاکردن موضوعات دیگر و پرداختن صرف به کاری که در دست انجام است ما را در بهتر انجام دادن آن یاری می رساند.

     

    گرچه امروزه روان شناسی و روان پزشکی مدرن درباره ی نحوه ی پیدایش و کارکرد تمرکز در ذهن انسان توضیحات مبسوطی ارائه می کنند، این مسئله در جهان قدمتی دیرینه دارد. شاید بتوان از همین روش پیدایش آیین ها و مکتبهایی چون یوگا، ذن و یین و یانگ در شرق را تا حدی توضیح داد.

     

    این آیین ها و مکتبها که بنیادشان بر ژرف نگری و مراقبه نهاده شده است با مشاهدهی محیط و تسلط بر ذهن و جسم و سیستم تنفسی سعی در ارتباط با جهان پیرامون خود دارند.

     

    ما قصد نداریم در اینجا به بازتعریف روان شناختی و متافیزیکی واژهی تمرکز بپردازیم، فقط می خواهیم آن را همان طوری مطرح کنم که به طور معمول درک میشود.

     

    حتما تابه حال بارهاو بارها چهره ی مغموم و افسردهی دوستانتان را دیده اید که از سر جلسه ی امتحان و در حالی که نتوانسته اند آزمون خود را با موفقیت پشت سر بگذارند برمی گردند. اگر از آنها علت عدم موفقیتشان را جویا شده باشید، به احتمال زیاد یکی از پاسخهای از پیش آماده شان «تمرکز نداشتن» در آزمون خواهد بود. صرف نظر از اینکه آنها در این مورد حقیقت را گفته باشند یا نه، و گذشته از اینکه اصلا دلیل این فقدان تمرکز چه بوده است، این اولین و دم دستی ترین پاسخی است که اغلب در آستین دارند.

     

    اهمیت تمرکز در بورس

     

    حتی در سطوح بالاتر، وقتی ورزشکاران تیم محبوبتان میدان مسابقه را بازنده ترک می کنند، گاهی در اولین مصاحبه ی رسمی خود از دست رفتن تمرکز» به دلیل اشتباهات داوری، هیاهوی تماشاگران یا هرچیز دیگری را متهم ردیف اول شکست خود معرفی می کنند.

     

    هروقت بخواهیم دیگری را به انجام بهتر و کم نقص تر کاری تشویق کنیم، از او می خواهیم روی آن کار تمرکز کند، حالا چه بریدن یک قطعه چوب باشد چه انجام یک بازی رایانه ای.

     

     

    طبیعی است که این توصیه ی رایج که در باور عمومی سبب افزایش دقت و بهره وری در انجام امور می شود آهسته آهسته در میان باورها و عقاید بازار بورس هم رسوخ کرده و جایی برای خود دست و پا کند. در نگاه اول این حرف بسیار منطقی و کارآمد به نظر می رسد، یک توصیهی کلی با بار مثبت معنایی ای که در دل خود دارد.

     

    اهمیت تمرکز در بورس ؛ کی و کجا؟

     

    ما در این مقاله به هیچ وجه دنبال این نیستیم که سخنان و توصیه های مهمی را که سال هاست در میان معامله گران رواج دارند و سینه به سینه انتقال می یابند به چالش بکشیم.

     

     

    هدف ما بازتعریف مفاهیمی کلی است که بسیاری از اوقات، در بهترین حالت، عبارات و گزاره هایی کلی و غیر کاربردی و در حالت بدبینانه تر توصیه هایی غلط و گمراه کننده اند. برای اینکه بتوانیم نوری به واقعیت و حقیقت بتابانیم، گریزی از این نیست که هر مفهوم را بی رحمانه و نقادانه به بحث و بررسی بگذاریم. سهل انگاری در تعریف هر پدیده ای می تواند راه رسیدن به مقصد را برای همیشه منحرف و بازگشت از مسير غلط را غیرممکن یا بسیار پرهزینه کند.

     

    حالا برای اینکه بدانید چرا موضوع تمرکز را در سیاهه ی باورهای غلط رایج آورده ام، ابتدا باید پاسخ مناسبی برای یک پرسش مهم پیدا کنیم: تمرکز؛ کی و کجا؟
    اگر کسی ادعا کند برای گزینش این حرفه تمام هوش و حواس خود را به کار بسته است تا با بررسی همه ی جوانب مختلف وارد بازار بورس بشود، من غیراز تحسین و تشویق هیچ واکنش دیگری از خود نشان نخواهم داد.

     

     

    همچنین، اگر کسی پس از انتخاب این شغل برای گذراندن دوره های آموزشی نهایت توجه و دقت را از خود نشان دهد، من هرگز او را به چالش نخواهم کشید. نیز اگر فردی در طراحی سیستمی کار آمد و پایا بر گلچین کردن استراتژیها، سهام، قابهای زمانی، کارگزار مناسب یا هر چیز دیگر متمرکز شود، من او را معامله گری می دانم که در مسیر موفقیت قدم بر می دارد.

     

     

    اما هرگز نمی توانم برای تمرکز نقشی فراتر از این حد قائل شوم. تمرکز مفهومی فراگیر است که می تواند شما را به سمت فرار از مسئولیت سوق دهد.
    یک معامله گر، پس از گردآوری مؤلفه های مناسب، با سرمایه و توان روحی خود می تواند سیستم معاملاتی شخصی خود را ایجاد کند. حالا او می داند در چه زمانهایی از روز باید نمودارها را بازبینی کند.

     

    میداند با چه حجمی از سرمایه و هنگام مشاهده ی چه سیگنال هایی باید وارد بازار شود. در مورد کسانی که از روش «معامله کردن مشروط» یا «سفارش معلق»  استفاده می کنند هم وضع به همین ترتیب پی گرفته میشود. همه ی بایدها و نبایدها درون یک سیستم قدرتمند مدل شده اند و برای هر وضعیتی واکنش مناسبی از طرف معامله گر پیش بینی شده است.

     

    به عنوان مثال، معامله گری که از روش «موج سواری» استفاده می کند، مدتها پیش از ورود در بازار، سهام و قاب زمانی خود را مشخص کرده است. او می داند از چه نسبتی در مدیریت سرمایه استفاده خواهد کرد، بنابر این نقاط خروج از سود و ضرر را پیشاپیش تعیین کرده است.

     

    حجم معاملاتی او نیز برطبق یک فرمول سادهی ریاضی و در تناسب با میزان کل سرمایه ی اولیه قابل محاسبه و اجراست. کاری که او باید انجام دهد این است که با هر روشی که خود انتخاب کرده منتظر ارسال سیگنال از سوی بازار باشد. حالا او قوانین شخصی از پیش نوشته شده ای در اختیار دارد که فقط لازم است بدون قیدوشرط از آنها پیروی کند. می گویم بی قیدوشرط، چون همه ی قیدوشرطها باید از قبل درون سیستم پیش بینی شده باشند.

     

    اگر مراحل گذشته را به تفکیک مرور کنید، در می یابید که در صورت استفاده از یک سیستم معاملاتی منسجم، امر معامله گری به دو بخش عمده تقسیم میشود:

     

    ۱. مرحله ی طراحی سیستم تا پیش از دریافت سیگنال؛

     

    ۲. مرحله ی دریافت سیگنال و ورود در بازار

     

    اگر خیلی اصرار کنید، می توانم بر سر اهمیت نقش تمرکز در بخش اول با شما وارد مذاکره شوم. در گردآوری اطلاعات، دانش اندوزی، مشورت با معامله گران برتر و در نهایت طراحی یک سیستم شخصی قدرتمند با استفاده از استراتژی هایی که با شخصیت و توان مالی تان تناسب دارند، موضوع دقت و موشکافی و به کار بستن نهایت توجه را صمیمانه می پذیرم و به آن احترام می گذارم.

     

    هرچند، معتقدم حتی در این موارد هم در به کارگیری واژهی تمرکز کمی اغراق کرده ایم. اما وقتی یک معامله گر با برنامه ای از پیش تعیین شده به بررسی نمودارها می پردازد، چه جایی برای دقت و توجه باقی می ماند؟ این کلاهی است که نادانسته به سر خیلیها در این بازار گذاشته شده است. کسی که شما را به تمرکز دعوت می کند که اغلب منافع اقتصادی ای در این قبیل توصیه ها دارد در واقع دارد متغیری خطرناک را در معادلات وارد می کند.

     

     

    اگر شما برطبق توصیه ها و سیگنال هایی که به شما می فروشد وارد بازار شوید، در صورتی که با سود روبه رو شوید، یعنی موقتأ برنده ی بازی باشید، او پیروزمندانه سر خود را بالا می گیرد و درنتیجه در ادامه برای سرکیسه کردن شما راه آسان تری در پیش خواهد داشت، چراکه با این کار اعتماد شما را تاحدودی جلب کرده است.

     

    اما اگر از قضای روزگار معامله ی زیان دهی را پشت سر بگذارید، او حتی یک سنگر هم عقب نخواهد نشست، چون از قبل، خود را به متغیر توجه و تمرکز مسلح کرده است.

     

     

    اهمیت تمرکز در بورس

     

    حالا به راحتی می تواند شما را به بی دقتی، بی توجهی و درک ناصحیح از وضعیت متهم کند. این اتفاق متداولی است که افراد در آموزشگاه ها و سایتهای فروش سیگنال به هیچ وجه با آن غریبه نیستند. اما حتی اگر در این توصیه هیچ شخصی هم صاحب منفعت نباشد، بازهم چیزی از خطرناک بودنش کم نخواهد شد. این باور غلط می تواند در ضمیر و ذهن شما رسوب کند تا مثل وکیل های دادگستری از همهی اشتباهها و سهل انگاری های فاجعه باری که ممکن است انجام دهید دفاع کنید.

     

    شما برای معاملات خود طرحی ریخته اید و خود را موظف به پیگیری دقیق آن می کنید، اما به دلیل هجوم ترسها و طمعها که همیشه به عنوان دو خصلت انسانی بر عملکردتان در بازار آثار می گذارند از قوانین خود سرپیچی و راه دیگری را طی می کنید.

     

    شاید از این اتفاق سود خوبی نصیبتان شود و زمینه انحرافی بزرگ از برنامه ریزی قبلی تان را فراهم کند، که من و شما حالا میدانیم چه عاقبتی در انتظار چنین رویکرد و نگاهی به بازار خواهد بود؛ اما اگر زیان کنید، ذهنتان، در انبار به هم ریخته ی سازوکارهای دفاعی خود، می رود سراغ باورهای غلط، و به انتخاب خود یکی را دست چین می کند تا میزان درد و رنج کمتری را به روح و روانتان تحمیل کند.

     

    اولین این باورها همین موضوع توجه و تمرکز» است. در این مرحله، ذهنتان زیر فشار ناشی از شکست به یاریتان می آید تا با دادن آدرس غلط موقتا احساستان را از کار بیندازد و موضوع ناکامی را به گردن عوامل بیرونی دیگر بیندازد. این فرافکنی یک سامانه ی خودکار رهایی از درد و رنج است که مثل مخدر آرام و آهسته معامله گران را از پا در می آورد.

     

    آدم ها در این حرفه پیروز می شوند، چون میدانند چه کار می کنند، و ناکام می مانند، تنها به همین دلیل که در تمام مدت حضورشان در بازار، سرگردان و بلاتکلیف به دور خود می چرخند و در نهایت نمی توانند مسئولیت اقدامات خود را به عهده بگیرند.

     

    از اهمیت تمرکز در بورس تا واقعیت ذهن پریشان

     

     

    صرف نظر از موضوع عدم مسئولیت پذیری، توصیه ی توجه و تمرکز در دل خود یک فراپیام مهم دارد. وقتی این باور که «هنگام معامله در بازار باید تمرکز داشت» در ضمیر معامله گر جا می گیرد، ناخواسته این احساس در او متولد می شود که هنگام برخورد با نمودارهای زنده و قیمت هایی که در هر لحظه به جهتی گرایش دارند، باید تمام هوش و حواس خود را به کار بگیرد تا مبادا براثر سهل انگاری، ترس یا طمع چیزهایی را که باید ببیند نادیده بگیرد یا به چیزهایی که باید از آنها چشم بپوشد ناخودآگاه توجه کند.

     

     

    این مفهوم طبعا اولین چیزی است که از عمل به این باور، به ذهن معامله گر متبادر می شود. او همهی حواس خود را روی رقص قیمت ها متمرکز می کند و می کوشد عوامل بیرونی و درونی مزاحم کارش نشوند. برای اینکه به خوبی به این توصیه عمل کرده باشد، بسیار ریزبینانه و موشکافانه تمام تحركات بازار را زیر نظر می گیرد تا نکند به دلیل ندانم کاری و ساده انگاری از بازار جا بماند.

     

    او همه تلاشش را به کار می بندد، بدون اینکه خبر داشته باشد بزرگترین شکست هایی که از غول بی رحم بازار خورده است، ریشه در همین «تلاش فرساینده» دارد.

     

    نمودارهای زنده جادوی اعجاب آوری دارند. آنها مثل شعبده بازی کارکشته می توانند حتی حرفه ای ترین معامله گران را در کسری از ثانیه فریب دهند. کافی است قیمتها تنها ناگهان چند واحد مختصر نزول کنند تا تمام تحلیل هایتان در مورد سیر صعودی احتمالی را نقش بر آب کنند و شما به راحتی آب خوردن از تصمیمتان برای خرید منصرف شوید. همین طور یک جهش صعودی کوچک این قدرت را دارد که شما را از همه ی دلایلی که برای فروش داشته اید پشیمان کند.

     

     

    تحركات لحظه ای نرخ ها امکان تصمیم گیری درست و قاطعانه را از شما سلب می کنند. اگر از پیش ندانید چه تصمیمی برای چه لحظه ای از حرکت و جابه جایی قیمتها دارید، شک نکنید هنگام فرارسیدن آن لحظه مثل یک تکه چوب روبه روی نمودار خشک خواهید شد. رفتارهای منفعلانه و هیجانی افراد فعال در بازار، اغلب، ثمرهی چنین فرایندی اند. اگر بارها از چنین مسیری برای معامله کردن عبور کرده اید، شاید بتوانید اهمیت توصیه ی قوانین شخصی را بهتر درک کنید.

     

    اگر لازم است، دوباره به مقاله برگردید و یک بار دیگر آن را به دقت مطالعه کنید. در توصیه ی «پی ریزی قوانین شخصی و پیروی از آنها» جان کلام مقابله با همین جان کندن های بیهوده هنگام تحلیل نمودارهاست. اگر در بهترین وضعیت روحی و مالی هم باشید، امکان ندارد بتوانید حتی با نیمی از این پتانسیل با بازار مواجه شوید.

     

     

    در حالتی خوش بینانه، فقط یک نصفه آدم هستید که دارد زاغ بازار را چوب میزند. لحظه ی مواجهه با نمودارها زمان دریافت سیگنال از طریق سیستم جامعی است که پیش تر طراحی کرده اید.

     

    دریافت سیگنال و پیروی از اصول سیستم شخصی تنها کاری است که باید انجام بدهید و خود را کنار بکشید. از این به بعد، بازار است که تکلیفتان را روشن خواهد کرد. هیچ احتیاجی به تمرکز نیست، چون هیچ مفهوم پیچیده ای قرار نیست در خلال ورود شما به بازار و خروج شما از آن وارد معادلاتتان بشود.

     

     

    آنها که دانسته و نادانسته بر طبل تمرکز و توجه می کوبند دارند به طور غیرمستقیم میزان قابل توجهی از فشار و استرس را به رسمیت می شناسند، فشاری که شما با تنظیم قوانین شخصی قرار بود به طور کامل از آن رهایی پیدا کنید.

     

     

    اگر منظور از تمرکز همان دقتی است که برای پیشبرد هر کاری لازم است، من آن را می فهمم. این مطلب که باید هنگام معامله کردن دقت به خرج داد در جای خود حرف درستی است، اما این قدر کلی است که بعید است با دستاویز قرار دادن آن بتوان مشکلی را از پیش رو برداشت. مثل این است که کسی بگوید «روز وقتی است که خورشید در آسمان بتابد» ؛ این گزارهی درستی است، اما به قدری واضح و کلی است که انگار اصلا هیچ حرفی زده نشده است.

     

     

    هیچ کاری در جهان نیست که بتوان بی قیدانه و سهل انگارانه با آن روبه رو شد. چیزی که باید بررسی کرد مسئله ی «اندازه ها» ست. میزان دقتی که یک جراح مغز و اعصاب هنگام یک عمل پیچیدهی نفس گیر به خرج میدهد با اندازهی توجه ی که یک نفر برای عبور از خیابان به آن نیاز دارد برابر نیست. هرگاه احساس کردید برای معامله کردن به تمرکز احتیاج دارید، لحظه ای برگردید و به راهی که طی کرده اید نگاه دوباره ای بیندازید.

     

     

    شما فقط زمانی به دقتی وسواس گونه نیاز پیدا می کنید که در برابر بازار بدون سلاح و سپر ایستاده اید و نمی توانید تصمیم بگیرید. اگر با نگاهی سیستماتیک وارد بازار شده باشید، نیازی نیست به چیزی توجه و دقت ویژه ای نشان دهید.

     

    سودهای بزرگ تنها زمانی از راه می رسند که شما آزادانه و رها از هر فشاری دست به تجارت می زنید. هرگاه توانستید به بازار لبخند بزنید و بدون استرس و اضطراب و بی نیاز به توجه ویژه دست به خریدوفروش بزنید، بدانید که در مسیر صحیح قرار گرفته اید.

     

    اهمیت تمرکز در بورس

    رویکرد پس از ورود؛ بگذار و بگذر

     

    پیشتر درباره ی این صحبت کردم که اکثر معامله گران بازار تمام توجه و حواسشان را به مسئله ی ورود در بازار معطوف می کنند. آنها چنان در این موضوع غرق می شوند که گویی با ورود در بازار همه چیز یکسره پایان می یابد.

     

    بر طبق قانون ۵۰درصد، در معادلات یک بورس باز حرفه ای، موضوع انتخاب یک موقعیت ورود در حد متغیری فرعی و حتی قابل چشم پوشی تقلیل پیدا کرده است. این در حالی است که سایرین شبانه روز در پی کسب نقاط بکر و نایاب برای سوارشدن روی زین اسب وحشی قیمت ها هستند.

     

    برای پاسخ به همین نیاز هم هست که عده ای، سودجویانه، در صدد معرفی نقاط طلایی و بدون خطا به افراد سرگردان و بیهویت برمی آیند و در ازای مبالغ کم و زیاد آنها را در اسرار (!) خود سهیم می کنند.

     

    حتی اگر در مورد بی اهمیت بودن یا دست پایین، کم اهمیت بودن نقاط ورود در بازار با من هم عقیده نیستید، بعید است در مورد یک نکته باهم به توافق نرسیم و آن اینکه «واردشدن در بازار تنها کسر کوچکی از یک معامله است».

     

     

    یک موقعیت بازشده در حساب معاملاتی شما، تا هنگامی که با سود یا ضرر بسته نشده باشد، نیمه تمام باقی خواهد ماند. هر موقعیتی، حتی اگر صدها واحد به قلمرو سود نفوذ کرده باشد، در رسته ی مقادیر سیال طبقه بندی می شود و بر تراز تجاری تان هیچ تأثیری نخواهد گذاشت.

     

     

    همین طور، ضررهای سیال هم، تا قبل از بسته شدن موقعیت، اثر خود را روی تراز نشان نمی دهند. برای همین هم هست که سلسله اشتباهاتی از معامله گران هیجانی و بی برنامه سرمیزند که هیچ راه درمان شناخته شده ای برایشان پیدا نمی شود.

     

    آسیب های مسئله ی توجه و تمرکز فقط در فرایند تصمیم گیری برای انتخاب نقطه ی مناسب ورود خلاصه نمی شود. وسواس ناشی از بی برنامگی درست لحظاتی پس از انجام معامله وارد فاز جدیدی میشود که به سادگی ته ماندهی طاقت روانی تان را طاق می کند.

     

    این توجهات بیمارگونه در ادامه ی مسیر به آشفتگی شما دامن می زنند و سرنوشت معاملاتتان را در دست می گیرند. وقتی یک معامله در جهت مورد علاقه تان حرکت می کند، اضطراب ناشی از «ترس» بازگشت قیمت ها سراسر وجودتان را فرا می گیرد. وقتی هم که نرخها بر خلاف جهت مورد پیش بینی به جریان می افتند، طمع ناشی از اصلاح روند و بازگشت قیمت به منطقه ی سود برای ماندن در معامله ی زیانده، درون شما امیدی واهی ایجاد می کند.

     

    می بینید که در هر دو صورت باید چه میزان از فشار روحی و روانی را روی شانه های خود تحمل کنید. این از عجایب این حرفه است که چه در ناحیه ی سود و چه در منطقه ی ضرر حد غیرقابل تحملی از استرس را به یک معامله گر تحمیل می کند.

     

     

    شما برای ادامه ی این حرفه باید تا می توانید عمر تجاری تان را افزایش دهید. باید از روش هایی استفاده کنید که فرسایش روانی تان را به حداقل برسانند تا مدت طولانی تری بتوانید در این کار باقی بمانید. تکنیک منحصر به فردی وجود دارد که شخصأ سال هاست در جهت کاهش اضطراب معاملات از آن استفاده می کنم: تکنیک قدرتمند بگذار و بگذر .

     

    اگر از آن دسته افرادی هستید که حتی پس از انجام معامله نمیدانید در کدام نقطه یا نقاط قصد خروج از بازار را دارید، زحمت خواندن سطرهای بعد را به خود ندهید؛ این توصیه برای شما جواب نمی دهد. اما اگر در لحظه ی ورود، با رعایت تکنیکهای مدیریت سرمایه، نقاط خروج، چه در سود و چه در ضرر، را پیش بینی کرده اید، این تکنیک می تواند شما را از فشارهای کشنده ی ناشی از نوسانات بازار رها کند.

     

    درست در لحظه ای که معامله را انجام دادید، بلافاصله دستور«توقف ضرر» و «دستور برداشت سود» را فعال کنید. نمودارها را ببندید و به انجام کارهای روزانه ی خود بپردازید. جز سرکشی دوباره به موقعیت بازشده، هر کاری که دوست دارید انجام دهید. بروید دنبال کار خودتان و تا دوره ی بعدی که از قبل در سیستم شخصی خود در نظر گرفته اید برنگردید پای نمودارها. برمبنای تکنیک «بگذار و بگذر»، شما مجاز نیستید در رابطه با یک معامله دو بار فکر کنید.

     

     

    هر تصمیمی که بخواهید علاوه بر تصمیم گذشته ی خود بگیرید، به جز اینکه کار را خراب تر کند، ثمره ی دیگری ندارد. هرگاه خواستید دوباره در خصوص یک معامله فکر کنید، از خودتان بپرسید این کار قرار است برایتان چه نتیجه ای به بار بیاورد. با بازاندیشی در مورد معامله ی انجام شده کدام گره را می توانید باز کنید؟

     

     

    تکلیف موقعیت باز شده، درست زمانی که شما نسبت به بازار بی طرف بودید و  تصمیم خود را برای خرید یا فروش یک سهم، ارز یا کالا در شرایط روحی مناسب گرفتید، معلوم شده است؛ چون در آن لحظه هیچ فشار بیرونی ای از طرف بازار بر ذهنتان وارد نمیشده. نمودارها را می بینید، تحلیل می کنید و سپس معامله می کنید.

     

     

    از این جای کار به بعد دهها متغییر در هر لحظه ممکن است معادلات ذهنی تان را به هم بریزند: بالا و پایین رفتن هیجانی قیمت ها، مشاهده ی سیگنال های موازی و متضاد با هشدارهایی که برای ورود به بازار دریافت کرده اید، عدم تحرک بازار به نسبت میانگین حرکت قيمتها، ترس، طمع و موارد بسیار دیگری که موجب سرپیچی از قوانین شخصی تان می شوند.

     

     

    حتما بارها پیش آمده که بعد از ورود در بازار به جان موقعیت زبان بسته افتاده باشید و به هزار دلیل در حجم معامله یا محل های تعیین شده ی خروج از بازار دستکاری کرده باشید. به گذشته برگردید و منصفانه نتیجه ی این دخالت های بی پایه را بسنجید.

     

     

    در بدترین حالت، با ضرر از بازار بیرون رفته اید و در بهترین حالت از سودهای خوب جا مانده اید. اما همان طور که پیش از این هم گفتم، خطر اصلی در برد و باخت پول نیست؛ نکته ی هراس آور انحراف معیار تدریجی شما از سیستم طراحی شده ای است که فقط در صورت پیروی بی چون و چرا میتوانست شما را برنده ی این بازی کند.

     

    وقتی پس از انجام معامله روی تحرکات قیمت تمرکز می کنید، معنایش این است که می خواهید قبل از تحمل ضرر جلوی اشتباهات احتمالی را بگیرید. انگار فرمول ریاضی ثابتی روبه روی شماست که از ترس وقوع خطا در حل آن بارهاو بارها به آن حمله می کنید تا به جواب صحیح دست پیدا کنید.

     

    اگر چنین اندیشه ای در سر دارید، بگذارید خیالتان را راحت کنم: در تحلیل بازار، هیچ نکته ای برای کشف کردن وجود ندارد که بتواند شما را حتی یک گام به تعیین جهت صحیح نزدیک کند. به هر دلیلی که وارد بازار شده باشید تردید نکنید که خطا نکرده اید. در هر جایی از حضور قیمتها دست به خریدوفروش بزنید، تنها نیستید. صدها، هزارها یا شاید میلیون ها نفر دیگر درست در همان نقطه هم دست شما بوده اند و در واقع تصمیمتان را تأیید کرده اند.

     

     

    حالا اگر تصمیمتان را عوض کنید و در جهت دیگری داخل شوید، بازهم تعداد بسیاری از فعالان بورس در جهان با شما هم نظرند و در جهت مورد پیش بینی شما معامله کرده اند. حتی در مورد تصمیمات بعدی، مثل اندازه ی ورود، سطوح خروج از بازار و استفاده از نشانگرهای مختلف هم، هر نظری که داشته باشید همیشه عده ای با شما همدل و همراه خواهند بود.

     

    اما کسر کوچکی از معامله گران طعم برنده بودن را حس می کنند. در کمال تعجب، آنها برای ورود در بازار کوچک ترین حساسیتی ندارند و بعداز انجام معامله نیز، تا آخر نسبت به نوسانات قیمت بی اعتنا باقی می مانند. آنها کسانی اند که دانسته یا نادانسته به تأثیر تکنیک «بگذار و بگذر» ایمان دارند، و در سیستم شخصی خود، برای آن جایگاه ویژه ای قائل اند.

     

    اگر می خواهید به سردرگمی و آشفتگی خود در میان انبوه این نمودارهای ترسناک و خشن پایان بدهید، باید با زبانی با آن حرف بزنید که از آن سر در می آورد. پس همین حالا به بازی «تمرکز»، چه پیش و چه پس از انجام معامله، خاتمه دهید.

     

     

    اهمیت تمرکز در بورس

     

    سخن پایانی

     

    این کار شما را به جایی نمی رساند. هرقدر توجه و دقت دارید، هنگام طراحی سیستم و قوانین شخصی خود خرج کنید؛ اما وقتی به پای نمودارها می رسید، آرام باشید و مثل اپراتوری ساده در انتظار دریافت سیگنال بمانید. سپس با صرف دقتی ساده، که برای انداختن یک نیمرو به آن نیاز دارید، روی موج بازار سوار شوید. مهم نیست در آن معامله چه اتفاقی برای شما می افتد. مسئولیت تصمیمات خود را بپذیرید و بدانید تنها در این صورت پیروز میدان خواهید بود !

     

     

    آکادمی تبریز فایننس یکی از برترین و بهترین آموزشگاه بازار های مالی در سطح شمال غرب و تبریز است.تبریز فایننس برگزار کننده دوره ارز دیجیتال، دوره فارکس و  دوره بورس اوراق بهادار و پرایس اکشن است.اگر می خواهید درباره تبریز فایننس بیشتر بدانید می توانید از مقالات و جزئیات دوره ها و همچنین اخبار های وب سایت ، مارا دنبال کنید.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    adminn

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.