تبریز فایننس

در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند !

در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند
  • در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند : حتی اگر فقط چند هفته از فعالیت شما در بازارهای بورس گذشته باشد، تردید ندارم که این جمله را شنیده اید.
    محتوای این جمله بیش از اینکه شبیه به یک قانون شناخته شدهی اقتصادی باشد ما را به یاد یکی از گزاره های محبوب تاریخ اندیشان می اندازد. در گفت و گویی که در مورد هدف علم تاریخ صورت گرفته است عده ای غایت تاریخ را پند گرفتن از آن در جهت تکرار صحیح و نیز عدم تکرار اشتباهات گذشتگان دانسته اند. درست گفته باشند یا نه، به هر ترتیب، این نقطهی برخورد و هم پوشانی تاریخ با جلوه ای از تحلیل بازارهای مالی است که ما امروز از آن با نام تحلیل تکنیکال یا نموداری یاد می کنیم.

     

    پس تا همین جا می توان اولین و بزرگترین تفاوت میان دو تحلیل بنیادی و تکنیکال را توضیح داد. تحلیل بنیادی، به دلیل وابستگی محض به اخبار و اطلاعات و داده ها، همواره با خارج از خود در تماس است و با نگاهی به زمان حال و آینده تعبیر و تفسیر می شود؛ اما در نقطه ی مقابل، تحلیل تکنیکال دایره ی بسته ای است که همه ی اطلاعات مهم قیمت را درون خود بررسی می کند و گذشته ی نرخها را تنها عامل اثرگذار بر روندهای آینده می داند.

     

    در مقالات گذشته نگاه تحلیل بنیادی به بازار را نقد کردم و در خصوص امکان بهره گیری از آن حرف زدم. با این حساب شاید بشود این طور تصور کرد که تحلیل تکنیکال کلید کسب سود در بازار بورس است، جایی که نگاهی تاریخی به گذشته جایگزین نگاه پیشگویانه به آینده می شود.

     

    در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند ؟

    قصد ندارم این مقاله را با موضوع جذاب زیست شناسی ژنتیک یا تاریخ شناسی ادامه دهم، اما جمله ی طلایی و پرتکرار «گذشته خود را در آینده تکرار می کند» شاید به کمی چکش کاری نیاز داشته باشد. ابتدا باید بدانیم ریشه ی این باور که گویی به کلمهی مقدس معامله گران تبدیل شده است کجاست.

     

    ما در جهانی زندگی می کنیم که هیچ دو چیزی در آن دقیقا مثل هم نیستند. استفاده از روش انگشت نگاری که تاکنون از بسیاری از جرم و جنایت ها پرده برداشته است همین مسئله را به ما یادآوری می کند؛ چون اثرانگشت هیچ دو انسانی در جهان مثل هم نیست، بوی عرق هیچ دو نفری یکسان نیست و هیچ دو نفری دنیا را شبیه هم نمی بینند.

     

    این موضوع در ارتباط با سایر اقسام باشندگان هم صدق می کند. هیچ کدام از جانداران، چه حیوانات و چه گیاهان، دقیقا مانند هم نیستند؛ از شکل و فرم ظاهری گرفته تا شناسنامه ی ژنتیک، باهم تفاوت های بسیاری دارند. این درست است که ما برای سهولت در تشخیص، و توضیح جهان پیرامون خود همه چیز را در دسته بندی های مشخص و قابل تفکیک قرار می دهیم، اما حقیقت این است که هر چیزی در جهان وجودی مستقل از موجودات دیگر است.

     

    موضوع از نگاه تاریخ شناسی هم تا حدود زیادی به همین صورت است. درس گرفتن از گذشته و تاریخ پیشینیان شاید بسیار مهیج و پند آموز به نظر بیاید، اما این کار قرار است چگونه انجام شود؟ اینکه اقوام و ملل گذشته نقاط قوت و ضعفی داشته اند که گاه آنها را به امپراتوری های قدرتمند تبدیل کرده و گاه آنها را تا مرز فروپاشی پیش برده است تنها نوعی «دانستنی» است که مربوط به زمان وقوع همان حوادث است.

     

    جنگها، قحطی ها، ظهور و افول سلسله ها و هزاران دانسته ی تاریخی دیگر، در هر دوره، وابسته به شرایط خاص همان دوره است. هر پدیده ی تاریخی به دهها و بلکه صدها متغیر گره خورده است که در هیچ دورهی دیگری به همان شکل همانندسازی نخواهد شد. امروز با وجود همهی وسایل ارتباط جمعی و شبکه های اجتماعی و رسانه های قدرتمند، کسی نمی تواند ادعا کند که از چگونگی وقوع حوادث همان طور که هستند به صورت تمام و کمال اطلاع دارد.

     

    در این صورت می شود حدس زد که بازگشت به صدها و هزاران سال قبل و بررسی علل وقوع پدیده ها و سعی در تطابق با شرایط امروز گاه تا چه پایه دور از ذهن و مضحک به نظر می آید.

     

    شاید نگاه تاریخی از حیث بررسی مجموعه ای از کلیات قابل دفاع باشد، اما تلاش در جهت همانندسازی شرایط دوره های مختلف راه به جایی نخواهد برد.
    به بحث تحلیل تکنیکال برگردیم. نگاه تاریخی این روش تحلیلی و جمله ی کلیدی «در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند» براساس اصل «این همانی» استوار است. اگر بخواهیم این جمله را در پست بپذیریم، باید بدانیم ناخود آگاه باوری را در ذهن خود شکل داده ایم که مبنای انجام تمام معاملات ما در آینده خواهد بود

     

    در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند و پیامدهای نگاه تاریخی تکنیکال

     

    با پذیرش این اصل که در آیندهی بازار هیچ چیزی وجود ندارد که در گذشته بی سابقه بوده باشد، می شود دانست که مسئله ی شکل گیری الگوها در بازار در کجا ریشه دارد. به عنوان مثال الگوی پرچم را در تحلیل نموداری در نظر بگیرید.

     

    در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند

     

    در تمام کتبی که دربارهی تحلیل تکنیکال نوشته شده اند به معامله گران توصیه شده که بعد از مشاهده ی این الگو از آن به عنوان یک سیگنال ورود در جهت میلهی پرچم بهره ببرند. تا آنجا که می دانم، هیچ معامله گر بزرگی از الگوی پرچم به عنوان یک الگوی باز گشتی نام نبرده است. با مشاهده ی این شکل، معامله گران معاملات خود را در جهت فروش فعال می کنند، چراکه «قرار است گذشته خود را در آینده تکرار کند».

     

    پس ظاهرا عاقلانه ترین کار این بود که معامله ی خود در نمودار نفت خام را در جهت فروش باز می کردیم و در انتظار یک معامله ی سودده می ماندیم. با توجه به نمودار، انگار همه چیز هم به نفع ما در جریان بوده است. حالا قبل از اینکه روی باد این سود شیرین بخوابیم، بد نیست نگاهی به شکل دوم بیندازیم.

     

    در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند

     

    حالا انگار بازار دارد روی دیگر خودش را نشان می دهد. تمام کسانی که با هزار امید و آرزو معامله ی خرید انجام داده اند با زیانی هنگفت به سرعت از بازار به بیرون پرتاب می شوند. چرا؟ معلوم است. پاسخ در این مورد هم مثل نمودار قبلی روشن است: «گذشته خود را در آینده تکرار کرده است.»

     

    این اتفاق همه ی آن چیزی است که با تکیه بر اصل «تکرار گذشته در آینده» نصیب شما خواهد شد. هزاران مورد از الگوی پرچم در گذشته وجود دارد که خود را به عنوان یک سیگنال ادامه دهنده ی قوی تثبیت کرده است. در مقابل، هزاران مورد دیگر هم وجود دارد که این الگو در قامت یک هشدار بازگشتی تمام عیار رخ نشان داده است. پس در این صورت، می توانیم این طور نتیجه بگیریم که هر بار، پس از شکل گیری یک پرچم روی یک نمودار، به طور یقین شاهد رخ دادن یکی از این دو اتفاق خواهیم بود:

    1. قیمت در راستای میله ی پرچم به سیر خود ادامه خواهد داد: «الگوی ادامه دهنده»

    2. قیمت در جهت عکس میلهی پرچم بازخواهد گشت: «الگوی باز گشتی»

    هر کدام از این دو حالت که رخ بدهد اصل «تکرار گذشته در آینده» نقض نمی شود، چون هر دوی این حالات بارها و بارها در گذشته ی بازار اتفاق افتاده اند.
    اما اگر بخواهیم با خودمان روراست باشیم، با این پیش بینی محیر العقول  چه کار مهمی انجام داده ایم؟ آن هم در بازاری که هیچ انتخابی بین یکی از دو راه «ادامه دهندگی» و «بازگشت» پیش رو ندارد.

    مثال دیگری را بررسی می کنیم، روش محبوب واگرایی و همگرایی . من برای دریافت سیگنال ورود به بازار از نشانگر مکدی ۲۶ استفاده کرده ام.
    بازهم همان آش و همان کاسه! اصل «تکرار گذشته در آینده» مثل ساعت کار می کند، اما استفاده از روش همگرایی و واگرایی چه؟ پاسخ مثل قبل روشن است: گاهی کار می کند، گاهی هم نه!

     

    در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند

    این روش در واقع همان روش کلاسیکی است که اکثر معامله گران دنیا برای تعیین جهت احتمالی قیمت در آینده بر مبنای نشانگر مکدی از آن بهره می برند. با اتکا به امثال این نمونه های موفق است که این نشانگر بخصوص امروز یکی از محبوب ترین نشانگرهای همگرایی و واگرایی در دنیاست. چون همان طور که گفتیم، گذشته خود را در آینده «تکرار» می کند. اما کار هنوز به پایان نرسیده است.

     

    این «تکرار» روی بی رحم دیگری هم دارد.یافتن نمونه های موفق و ناموفق هر الگو و استراتژی معاملاتی کار بسیار ساده و البته مهیجی است. همین حالا مطالعه مقاله را زمین بگذارید و به دنبال آمار الگوی پرچم و مکدی در گذشته ی بازار بگردید. روی هر نمودار و هر قاب زمانی ای که به آن علاقه مندید به مطالعه بپردازید. حتی اگر این دو روشی را که در مقاله طرح کرده ام نمی پسندید، الگوهایی را که خودتان با آنها احساس راحتی می کنید و به کار کرد و بازدهی شان اطمینان دارید در نظر بگیرید و نسبت موفقیتشان را بسنجید.

     

    من خیلی وقت پیش این آزمایش را انجام داده ام. باور کنید یا نه، هیچ تفاوت عمده ای بین آنها نیست. همه ی آنها گاهی هشدار صحیح می دهند و گاهی هم بر خلاف جهت پیش بینی مسیر خود را طی می کنند. شما را نمی دانم، اما اگر این همان چیزی است که به خاطر آن قرار است ماهها و سالها وقت و توان خود را صرف کنم، ترجیح می دهم شغلم را عوض کنم و بروم سر کار دیگری که بعدها به خاطر عمر از دست رفته کمتر احساس پشیمانی کنم.

     

    در بورس ، گذشته خود را در آینده تکرار می کند و نظریه ی احتمالات؛ پاسخی برای حل مسئله؟

     

    ممکن است کسی بخواهد در رد این ادعا از نظریه ی احتمالات کمک بگیرد، احتمالات درصد امکان وقوع هر موقعیت در برابر همهی موقعیت های آزمایش شده را مورد بررسی قرار می دهد، یعنی اساس استدلال بر پایه ی ضریب نسبت موفقیت استوار است.

    با استفاده از قانون احتمالات، یک مدافع سینه چاک الگوها یا نشانگرها در بازار، به عنوان مثال، الگوی پرچم و مکدی، سعی می کند بر نسبت موفقیت الگوی پیشنهادی خود اصرار کند. او تلاش می کند با اتکا بر تجارب و فرضیات خود ضریب دقت هر الگو با نشانگر را بیش از آنچه هست معرفی کند. اگر پای صحبت های عالمانه ی آنها بنشینید، هیچ بعید نیست که پس از مدت کوتاهی شما را در مورد موفقیت روش شخصی خود مجاب کنند، چون این کاری است که اکثر معامله گران راه گم کرده در بازارهای بورس انجام می دهند.

     

    اما باید به این نکته توجه کرد که نسبت موفقیت خام در هر روش معاملاتی تنها یک متغیر از مجموع متغیرهایی است که باید مطالعه شان کرد. ما امروز می دانیم که کسب سود در بازارهای بورس به عوامل مهم دیگری مثل قانون ۵۰درصد و نسبت سود به ریسک بستگی انکارناپذیری دارد.

     

     

    آکادمی تبریز فایننس یکی از بهترین مجموعه ها در غرب کشور است که سعی دارد بستری مناسب برای علاقه مندان در حوزه ی ارز دیجیتال با برگزاری دوره هایی مثل دوره ارز دیجیتال و دوره پرایس اکشن نوین و دوره های دیگر ایجاد کند.

     

    شما می توانید با شرکت در این دوره ها سرمایه گذاری بی نظیری در کارنامه مالی خود ثبت کنید و به یک تریدر حرفه ای تبدیل شوید.

     

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    adminn

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.