تبریز فایننس

چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم؟

چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم
  • چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم : هیچ شکی نیست که سال ۲۰۲۰ سال درخشش DEFI بود. در واقع پروژه هایی که بیشترین سود را از طریق افزایش قیمت توکنها به دست آوردند، پروژه هایی بودند که در این گوشه از بازار رمزارزها قرار داشتند.

    ولی فقط قیمت توکنها نبود که باعث سودآوری آنها شد، از آغاز سال ۲۰۲۰ تابه حال ارزش واقعی DEFI تقریبأ ۲۰ برابر شده است.

     

    همه ی این اعداد و ارقام این سوال را در ذهن من ایجاد کرد که واقعا چطور میشود یک پروتکل DEFI را ارزش گذاری کرد و ارزش کدام توکنها خیلی بیشتر از قیمت آنها در بازار است؟ در این مقاله می خواهیم به همین موضوعات بپردازیم.

    قرار است برخی از مهم ترین معیارهای ارزش گذاری و شاخص های موردنظر برای انتخاب پروتکل ها را معرفی کنیم. همه ی اینها برای این است که شما فرصت های مناسب را شناسایی کنید و از تله های موجود در سرزمین DEFI اجتناب کنید.

     

    شاید فکر کنید این کار به سادگی ورود به Coinmarketcap و جست و جوی ارزش بازار توکن پروتکل های DEFI است. ولی ارزش بازار می تواند یکی از بدترین معیارهای ارزش گذاری باشد. بیایید مثالی را با هم بررسی کنیم: شاید از پخش هوایی Uniهای Uniswap اطلاع داشته باشید. این موضوع مربوط به زمانی بود که سکوهای DEFI میلیون ها توکن مهم خود را بین اکوسیستم توزیع کردند. در حال حاضر ارزش بازار Uni به ۷۱۷ میلیون دلار می رسد.

     

      چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم و آیا قبل از توزیع توکنهای Uni ارزش Uniswap صفر بود؟

     

    البته که نه. برای همین است که ارزش بازار، معیار خوبی برای سنجش پروتکل های DEFI نیست. حتی امروز نیز پروتکل های معروفی در DEFI همانند dydx وجود دارند که هیچ توکنی ندارند و در فهرست دارایی های با ارزش در دنیای رمزارزها شناخته میشوند. پس نمی توان گفت Uniswap تنها مثال در این زمینه است.

    خب پس چطور می توان پروتکل های DEFI را ارزش گذاری کرد؟ یکی از معیارهای معمول که اغلب از آن استفاده می شود، ارزش کلی قفل شده یا به طور مخفف TVL است.

     

    چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم

     

    این فقط روشی هوشمندانه برای بیان دارایی کل eth و توکنهای erC۲۰ در قراردادهای هوشمند پروتکلی خاص در DEFI و اعلام ارزش آن به دلار آمریکا است. به زبان دیگر رقم TL ترازنامه ی هر پروتکل DEFI را نشان میدهد. این رقم تا حدی دارای اهمیت است، زیرا پروتکلی با NL صفر احتمالأ ارزش چندانی پیدا نخواهد کرد.

     

    دیگر فرقی نمی کند شما چطور آن را تحلیل می کنید. اکثر افراد احتمالا بیش از حد روی TL به عنوان یک معیار سنجش حساب باز می کنند، زیرا TL یکی از معمول ترین معیارها برای طبقه بندی پروژه های DEFI است. مشکل اینجاست که TVL این تصور را در ذهن افراد ایجاد می کند که این ارزش قفل شده و مسدود است. این اصلا حقیقت ندارد.

     

    بیایید دوباره مثال Uniswap را بررسی کنیم: در سپتامبر سال ۲۰۲۰، یکی از فورک های Uniswap به نام SushiSwap بیش از ۸۳۰ میلیون دلار دارایی دیجیتال را به نسخهی پروتکل مورد قبول خود انتقال داد. در آن زمان این میزان ۵۵٪ از کل داراییهای سپرده شده در Uniswap بود. به زبان دیگر TL متعلق به Uniswap در کمتر از یک روز تقریبا نصف شد، پس نمی توان گفت این ارزش قفل شده است.

     

    درواقع این دارایی جاری زمانی که توکنهای Uni معرفی شدند، از Sushi به Uniswap انتقال پیدا کردند و دوباره زمانی که اخیرا کار مشوق های دارایی جاری Uni به پایان رسید، دوباره راهی SushiSwap شدند. این مثال نشان می دهد که TVL می تواند به سادگی توسط فورکهای پروتکلی مورد هجوم واقع شود و اصلا یک واحد ایستا برای اندازه گیری ارزش نیست.

    پس خیلی هم معیار بی نظیری نیست. احتمالا این موضوع برای کسانی که پروتکل های DEFI را کاملا درک کرده اند اصلا عجیب نیست.

     

    به طور خلاصه، این پروتکل ها قوانین منطقی و مشوق هایی برای انجام فعالیتهای اقتصادی هستند. بیشتر اوقات این کار با کسب اطلاعات از عموم مردم درباره ی دارایی های دیجیتال و استفاده از آنها برای انجام کارهایی مثل وام دهی رمزارزها، ایجاد بازار یا ایجاد دارایی های ترکیبی مثل Synthetics انجام می شود.

     

    چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم / پس چرا کسی باید بخواهد دارایی دیجیتال خود را به این پروتکل ها اختصاص دهد؟

     

    زیرا همه ی ما با وجود مشوق هایی مثل سود یا توانایی کسب درصدی از کارمزد ایجاد شده توسط پروتکل ترغیب می شویم که این کار را انجام دهیم. اتفاقی که با پروتکل های DEFI در حال روی دادن است، این است که کاربران در ازای این جریان های ارزشی رمزارزهای خود را واگذار می کنند. این یعنی ایجاد ارزش در DEFI به این موضوع بستگی دارد که یک پروتکل DEFI تا چه حد از طریق ترازنامه یا TVL خود درآمدزایی می کند.

     

    می دانم این موضوع عجیب به نظر می آید، ولی در واقع این طور نیست. درآمدزایی از طریق ترازنامه دقیقا کاری است که بانکها با سپردهی شما انجام میدهند. پول شما بلااستفاده در گوشه ای ذخیره نمی شود، بلکه بانک با استفاده از پرداخت وام، سرمایه گذاری یا ارائه ی خدمات مالی دیگر از آن درآمدزایی می کند.

    پروتکل های DEFI نیز ذاتأ چنین فعالیت زیربنایی ای را دارند. البته تفاوت اینجاست که قراردادهای هوشمند بر روی بلاک چین های عمومی جای کارمندان بانک میان سال و دست و پاگیر را گرفته اند. این موضوع ما را به مبحثی بسیار جدی می رساند.

     

    چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم

     

     

    ارزش چگونه توسط پروتکل های DEFI ایجاد و جذب می شود؟

     

    برای درک ایجاد ارزش پروتکل DEFI، باید مشخص کنیم که سپرده گذاران اصلی این پروتکل ها چه کسانی هستند. چهار دسته از افراد در این حوزه حضور دارند: افرادی که نقدینگی را برای ایجاد ترازنامه ی پروتکل تأمین می کنند، کاربران، سازندگانی که پروتکل ها را ساخته اند و آنها را توسعه داده اند و ویژگی هایی را به آنها اضافه کرده اند، و در آخر صاحبان توکنها (البته در پروژه هایی که توکن دارند). حکومت پروتکل های DEFI در دست این افراد است و آنها از تمام کارمزدهای کسب شده سهمی دریافت می کنند.

     

    تأمین کنندگان نقدینگی از طریق مشوق های اقتصادی و گزاره ارزش ارائه شده توسط پروتکلی خاص کسب معیارها برای طبقه بندی پروژه های DEFI است. مشکل اینجاست که TVL این تصور را در ذهن افراد ایجاد می کند که این ارزش قفل شده و مسدود است. این اصلا حقیقت ندارد.

    بیایید دوباره مثال Uniswap را بررسی کنیم: در سپتامبر سال ۲۰۲۰، یکی از فورک ۱۰۷های Uniswap به نام SushiSwap بیش از ۸۳۰ میلیون دلار دارایی دیجیتال را به نسخهی پروتکل مورد قبول خود انتقال داد. در آن زمان این میزان ۵۵٪ از کل داراییهای سپرده شده در Uniswap بود. به زبان دیگر TL متعلق به Uniswap در کمتر از یک روز تقریبا نصف شد، پس نمی توان گفت این ارزش قفل شده است.

    درواقع این دارایی جاری زمانی که توکنهای Uni معرفی شدند، از Sushi به Uniswap انتقال پیدا کردند و دوباره زمانی که اخیرا کار مشوق های دارایی جاری Uni به پایان رسید، دوباره راهی SushiSwap شدند. این مثال نشان میدهد که TVL می تواند به سادگی توسط فورکهای پروتکلی مورد هجوم واقع شود و اصلا یک واحد ایستا برای اندازه گیری ارزش نیست.

     

    پس خیلی هم معیار بی نظیری نیست. احتمالا این موضوع برای کسانی که پروتکل های DEFI را کاملا درک کرده اند اصلا عجیب نیست. به طور خلاصه، این پروتکل ها قوانین منطقی و مشوق هایی برای انجام فعالیتهای اقتصادی هستند.

    بیشتر اوقات این کار با کسب اطلاعات از عموم مردم درباره ی دارایی های دیجیتال و استفاده از آنها برای انجام کارهایی مثل وام دهی رمزارزها، ایجاد بازار یا ایجاد دارایی های ترکیبی مثل Synthetics انجام می شود. پس چرا کسی باید بخواهد دارایی دیجیتال خود را به این پروتکل ها اختصاص دهد؟ زیرا همه ی ما با وجود مشوق هایی مثل سود یا توانایی کسب درصدی از کارمزد ایجاد شده توسط پروتکل ترغیب می شویم که این کار را انجام دهیم.

     

    چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم

     

    اتفاقی که با پروتکل های DEFI در حال روی دادن است، این است که کاربران در ازای این جریان های ارزشی رمزارزهای خود را واگذار می کنند. این یعنی ایجاد ارزش در DEFI به این موضوع بستگی دارد که یک پروتکل DEFI تا چه حد از طریق ترازنامه یا TVL خود درآمدزایی می کند. می دانم این موضوع عجیب به نظر می آید، ولی در واقع این طور نیست. درآمدزایی از طریق ترازنامه دقیقا کاری است که بانکها با سپردهی شما انجام میدهند. پول شما بلااستفاده در گوشه ای ذخیره نمی شود، بلکه بانک با استفاده از پرداخت وام، سرمایه گذاری یا ارائه ی خدمات مالی دیگر از آن درآمدزایی می کند.

     

    پروتکل های DEFI نیز ذاتأ چنین فعالیت زیربنایی ای را دارند. البته تفاوت اینجاست که قراردادهای هوشمند بر روی بلاک چین های عمومی جای کارمندان بانک میان سال و دست و پاگیر را گرفته اند. این موضوع ما را به مبحثی بسیار جدی می رساند. ارزش چگونه توسط پروتکل های DEFI ایجاد و جذب می شود؟ برای درک ایجاد ارزش پروتکل DEFI، باید مشخص کنیم که سپرده گذاران اصلی این پروتکل ها چه کسانی هستند.

     

    چهار دسته از افراد در این حوزه حضور دارند: افرادی که نقدینگی را برای ایجاد ترازنامه ی پروتکل تأمین می کنند، کاربران، سازندگانی که پروتکل ها را ساخته اند و آنها را توسعه داده اند و ویژگی هایی را به آنها اضافه کرده اند، و در آخر صاحبان توکنها (البته در پروژه هایی که توکن دارند). حکومت پروتکل های DEFI در دست این افراد است و آنها از تمام کارمزدهای کسب شده سهمی دریافت می کنند.

     

    تأمین کنندگان نقدینگی از طریق مشوق های اقتصادی و گزاره ارزش ارائه شده توسط پروتکلی خاص کسب در آمد می کنند. این نه تنها شامل کارمزد معاملات و نرخ سود می شود، بلکه مشوق های توکن را نیز در بر دارد، از این رو تأمین کنندگان نقدینگی نیز صاحب توکن به حساب می آیند.

     

    پس پروتکل های DEFI می توانند از طریق ارائه گزارش ارزش خاص یا برتر، ارزش چشم گیری را برای ارائه دهندگان نقدینگی به همراه داشته باشند. آنها همچنین دسترسی به خدمات موردنظر کاربران را به آنها ارائه می دهند. این باعث جذب متقاضیان بیشتر برای مالکیت توکنها می شود؛ کسانی که خواستار حقوق حاکم بر پروتکل و بخشی از کارمزد هستند. این رویه باعث ایجاد چرخه ی جدی تولید ارزش می شود.

     

    فراموش نکنید که ایجاد ارزش یک مبحث است و جذب آن ارزش مبحثی دیگر. جذب ارزش ثابت برای پروتکل های DEFI امری بسیار دشوار است؛ علت این است که گزارهی ارزش باید در مقایسه با رقبا همچنان جذاب باقی بماند. در غیر این صورت به احتمال زیاد سرمایه پر می کشد.

    شاید شما از قرض دادن رمزارزهای خود مشوق یا سود خوبی کسب کنید، ولی ممکن است پروژه ی دیگری از راه برسد که با مدلی اقتصادی تر مشوق های بهتری را ارائه کند. ولی این تنها کاری نیست که پروتکل های DEFI میتوانند برای رشد یا حفظ نقدینگی انجام دهند. امنیت نیز مسئله ی مهمی است.

     

    چند نفر از شما حاضرید که رمزارزهای خود را خرج یک پروتکل DEFI کنید که در گذشته قراردادهای هوشمند مشکل دار داشته است و سقوط را تجربه کرده است؟ برای مثال Value DEFI را در نظر بگیرید. این پروتکل تجمیع بازده توزیع شده اخیرا با ۷.۴ میلیون دلار سرمایه در DAI مورد بهره برداری قرار گرفت.

    موضوع خجالت آور این است که تیم Value DEFI به تازگی اعلام کرده بود که برنامه ای برای پیشگیری از حمله ی وام سریع  دارد. بعد از مطرح شدن این گفته ها حملهای انجام گرفت که به از دست دادن ۶ میلیون دلار دارایی سرمایه گذاران انجامید. من فکر نمی کنم بعد از این ماجرا دیگر افراد برای تأمین نقدینگی Value DEFI صف بکشند.

     

    چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم

     

    منظور من این است که TL یک پروتکل DEFI درصورت بروز مشکلی می تواند در لحظه تبدیل به هیچ شود. شبیه وقتی که یک مدیر مالی تصمیمات نابود کننده ای می گیرد، در نتیجه باید انتظار از دست دادن سرمایه ی خود را نیز داشته باشد. کاربران پروتکل ها می خواهند که خدمات مالی مورد استفاده شان به خوبی کار کنند. اگر این اطمینان از آنها سلب شود، به سرعت سوار کشتی رقیب خواهند شد. در مورد صاحبان توکنها مسئله کاملا مستقیم است. اگر قیمت توکن از قیمت های بازار رمزارزها و دیگر رقبای DEFI پیشی بگیرد، سهامداران نیز راضی خواهند بود.

    و در آخر به سازندگان می رسیم که با موفق شدن پروتکل به ارزش دست پیدا می کنند. آنها اغلب با مالکیت توکنها و دریافت حقوق کسب درآمد می کنند. موضوعی که باید بدانید این است که ارزش گذاری پروتکل های DEFI به صورت زیربنایی کار دشواری است. درست مثل جذب ارزش؛ چراکه نکات اقتصادی اندکی در این زمینه وجود دارد.

    همچنین اگر تنها یک حفرهی امنیتی وجود داشته باشد که میتواند اطمینان تمام سهامداران را سلب کند و باعث نابودی پروتکل DEFI شود. من طوری از کلمه ی خندق اقتصادی استفاده کردم که انگار اهمیتی ندارد. بیایید با هم ببینیم که چرا این مسائل در حفظ ارزش توسط پروتکل های DEFI اهمیت دارند.

     

    و چرا ممکن است در ارزش گذاری آنها مشکل ساز شوند. عبارت «خندق اقتصادی» توسط «وارن بافت» فراگیر شد، همان سرمایه گذار افسانه ای که به بیت کوین عنوان «مرگ موش» را داد. به طور خلاصه، خندق اقتصادی برتری ای است که یک شرکت نسبت به رقبای خود دارد و به کسب و کار اجازه می دهد از سهم بازار و سودآوری خود محافظت کند یا آن را افزایش دهد. به بیان دیگر، یعنی پل متحرک خود را از جلوی پای رقبای خود جمع کند و قلمرواش را یورش ناپذیر کند.

     

    لازم نیست اشاره کنم که چنین کسب و کارهایی به ارزش بی نظیری دست پیدا می کنند و ارزش گذاری شان نیز به اوج ابرها می رسد. مشکل پروژه های DEFI اینجاست که ساختن چنین خندقهایی در آن کار دشواری است؛ چون افراد می توانند هرزمان که دلشان خواست رمزارز خود را از پروتکل DEFL خارج کنند. این یعنی سرمایه می تواند به سادگی از یک پروتکل به پروتکل دیگری منتقل شود.

     

    همچنین، ساخت های سنتی اقتصادی در رقابت مثل تولید انبوه، حق ثبت اختراع و مجوزهای نظارتی، در مقابل گرایش رمزارزها به توسعه ی فضای متن باز و در اکوسیستم DEFI جایی ندارند. ممکن است بپرسید: «نقدینگی یا تسویه پذیری چطور؟» صرافی هایی مثل Binance به این خاطر جزو صرافی های متمرکز برتر هستند که دریایی از نقدینگی در میان زوج ارزهای مختلف دارند. در دنیای متمرکز یا توزیع نشده این امر ممکن است، ولی در حوزهی DEFI نمی توان خیلی از نقدینگی دفاع کرد. همان طور که پیشتر در مثال Uniswap
    SushiSwapاشاره شد، پروتکل های دیگر ممکن است با استخراج خون آشامی این نقدینگی را تخلیه کنند. مثال دیگری از استخراج خون آشامی، تخلیه ۴۰٪ از نقدینگی Swere finance طی چهار روز است. این مورد هم نمونه ی دیگر استفاده ی یک پروژه ی فورک DEFI از TVL پروژه ی اصلی است.

     

    چطور است که هربار حرف از تکه برداری نقدینگی می شود بحث فورک به میان می آید؟

     

    این به ماهیت متن باز DEFI برمی گردد. این یعنی هر کسی می تواند کدها را کپی کند و دست به تقلید از پلتفرم DEFI بزند. علاوه بر همه ی اینها، یک حفره ی امنیتی کوچک یا مشکلی در قراردادهای هوشمند، باعث از بین رفتن اطمینان به پروتکل و سقوط قیمت توکن های آن می شود. برای مثال Harvest Finance را در نظر بگیرید: در اکتبر سال ۲۰۲۰ پروتکل هک شد و ۲۴ میلیون دلار از سرمایه خود را از دست داد و این اتفاق به کاهش ۶۰ درصدی قیمت توکن Farm در یک روز انجامید.

     

    اگر از این ماجرا فقط یک نتیجه بگیرید، احتمالا این است که ساختن خندق اقتصادی در DEFI امری بیش از حد دشوار است، ولی غیرممکن نیست. بیایید نگاهی به مدل های اقتصادی پروتکل های DEFI بیندازیم تا بتوانید برنده های جذب ارزش را شناسایی کنید: اولین مدل در حوزهی DEFI، مدل یکپارچه سازی است. برای یکپارچه کردن خدمات خارجی مثل اوراکل های  قیمت گذاری Chainlink، به میزان مهارت خاصی نیاز است.

     

    با این کار اجازه میدهید پروتکل DEFI شما از امنیت و اطمینان داده های خارج از زنجیره منفعت ببرد. پس چنین یکپارچگی ای میتواند نوعی خندق باشد. به هر حال هزینهی رونوشت نیز وجود دارد. مورد بعدی، جامعه ی (سازندگان) پروتکل ها است. تاریخ به ما آموخته است که پروژه های ارز دیجیتالی که پشتیبانی قوی ای دارند در مقایسه با پروژه هایی با پشتیبانی معمولی از شانس بیشتری برای موفقیت برخوردارند.

     

    جامعه ی قوی یعنی ارتشی از افراد که نام پروتکلی را فریاد میزنند و در نتیجه حامیان جدیدی را جذب می کنند. این به نوعی شبیه بازاریابی شبکه ای است. پروتکل ها گاهی سفیران ارزشمندی را جذب می کنند؛ شاید یکی از این سفیران از فعالان YouTube باشد که هر روز برای دنبال کنندگانش از خوبی های پروژه تعریف کند. نکته ای که افراد خیلی درباره اش صحبت نمی کنند، رابط کاربری ساده و تجربه ی کاربران در استفاده از پروتکل است.

     

    زیرا در واقع استفاده از پروتکل های DEFI ممکن است خیلی پیچیده و دشوار باشد و حقیقت این است که بسیاری از افراد به همین دلیل از استفاده از آنها صرف نظر می کنند. پس اگر شما با ظاهری ساده و کاربردی مثل رابط کاربری Wi-fiروبه رو باشید و در صورتی که رابط کاربری دیگر رقبا پیچیده باشد، به نظر شما مردم کدام پروتکل را انتخاب می کنند؟ این موضوع کمی شبیه موفقیت Apple در تمام این سالهاست. سخت افزار آنها به طور کلی بهترین سخت افزار در بازار نیست و قیمت آنها نیز از تمام موارد مشابه بیشتر است، ولی محصولات آنها روی هوا فروخته می شود.

     

    علت می تواند رابط کاربری ساده و تجربه ی خوشایند کاربران در استفاده از این محصولات باشد. رابط کاربری نیز می تواند فورک شود؛ اگر پروژه ای بتواند اولین طراحی خاص خود را برای ایجاد تجربه ی بهتر کاربران ارائه دهد، با ایجاد اثر مثبت و نوآوری، می تواند باعث انتقال و جذب افراد به این شبکه شود.

    به علاوه، آن دسته از پروژه های DEFI که در کار خود موفق عمل می کنند، دائم در حال بررسی و بهبود تجربه ی کاربران در محیط خود هستند. ما نام این مورد را UX می گذاریم؛ فاکتور مهم در جذب کاربران. حالت اقتصادی دیگر اعتبار و امنیت است. اهمیت این مورد در پروژه های DEFI خیلی بیشتر است، زیرا بحث بر سر پول مردم است.

     

    من شک دارم شما حاضر شوید ارزش (پول) قابل توجهی را وارد قرارداد هوشمندی کنید که از آن مطمئن نیستید. پس وقتی مسائلی مثل کلاهبرداری SushiSwap یا این موضوع که سازندگان Harvest Finance بی نام ونشان هستند پیش می آید، جذب ارزش توسط آن پروتکل DEFI سخت و سخت تر هم می شود.

    برای همین زمانی که من قصد تحقیق دربارهی پروژهای در DEFI را دارم، حتمأ مسائل امنیتی و اعتبار پروژه را بررسی می کنم. منابع در اختیار تیم هر پروتکل DEFI از دیگر مسائلی است که من به آن توجه می کنم. این سرمایه ها ممکن است از طریق سرمایه گذاری جمعی، سرمایه گذاری مؤسساتی یا حتی سود حاصل از عملکرد پروتکل به دست آمده باشند. ولی نکته اینجاست که پروتکل هایی که ذخیره ی نقدی دارند نسبت به رقبای خود در جایگاه برتری هستند.

     

    این منابع نه تنها در کاهش ریسک و توسعه تیم مفید خواهند بود، بلکه می توان در رفع مسائل امنیتی نیز از آنها استفاده کرد.پروژه های DEFI میتوانند از یک حالت دیگر برای افزایش قدرت خود نسبت به رقبا استفاده کنند. حالت اقتصادی آخر من برای انتخاب پروتکل های DEFI، تیم پشت پروژه است. چالاکی و نوآوری مدام، ویژگیهای با ارزشی هستند. تیم هایی که دارای این ویژگی ها هستند همیشه از دیگران جلوترند و رقبا باید سعی کنند تا خود را به آنها برسانند.

     

    یک مثال خوب که در آن نوآوری به عنوان یک مدل کسب و کار مؤثر عمل کرده است Yearn Finance است؛ این پروژه خدمات زیادی از جمله مبادلهی توکنها، مدیریت سرمایه گذاری خودکار و وام دهی اعتبار را ارائه میدهد. همه ی این خدمات به لطف تولید کننده ای به نام «آندره کرونجه» انجام می پذیرند که در فضای DEFI شخصیتی شناخته شده است. پس زمانی که شما پروتکل های DEFI را تحلیل می کنید، شاید از خود بپرسید: «آیا قبلا شخص دیگری این سرویس را ساخته است؟» اگر اینطور نباشد احتمالا شما با پروتکلی روبه رو هستید که نوآوری دارد، در غیر این صورت، آن پروتکل فقط با استفاده از فورک کردن کار دیگران به اینجا رسیده است.

     

    اگر کسی فقط با استفاده از فورک کردن کدهای قبلی پروتکلی را راه اندازی کرده باشد، نمی توانید انتظار داشته باشید که به اندازه ی پروتکل اصلی نوآوری داشته باشد. کد اهمیت دارد، ولی سازندگان باتجربه نیز به همان اندازه مهم هستند. بسیاری از این حالات اقتصادی ملموس نیستند، ولی نکته همین است. حقیقت این است که ارزش گذاری پروتکل های DEFI در حال حاضر کار به شدت دشواری است، زیرا همه ی آنها در دوران اولیه ی کار خود هستند.

     

    این پروتکل ها به مرور زمان تغییر خواهند کرد و به کیفیت آنها افزوده می شود. با این حال، همه ی ما فقط رویهی فعلی و سطحی DEFI را مورد بررسی قرار میدهیم و هیچ کس از آینده ی آن خبر ندارد. برای همین زمانی که شما درباره ی پروژه جدیدی در DEFI خبرهایی میشنوید و می خواهید مبلغ زیادی را برای خرید توکن های آن هزینه کنید، باید به شدت احتیاط کنید. حال چنین سوالی در ذهن افراد شکل می گیرد: «چه آینده ای برای درآمدزایی ترازنامه های DEFI رقم خواهد خورد؟» من اعتقاد دارم کسی که به بهترین شکل از ترازنامه ی خود کسب درآمد می کند، در نهایت بیشترین ارزش را جذب می کند.

     

    پس پروتکل های DEFI چطور می توانند در آینده چنین کاری را انجام دهند؟ اتفاقی که در حال حاضر در DEFI نیفتاده است، ایجاد تمایز بین ارائه دهندگان نقدینگی در کوتاه مدت و بلندمدت است. این مسئله که ارائه دهندگان نقدینگی در یک چشم به هم زدن می توانند از پروتکلی به پروتکل دیگر نقل مکان کنند، مشکلی است که از جذب ارزش حقیقی جلوگیری می کند. در موقعیت فعلی ارائه دهندگان نقدینگی در بلندمدت به خاطر افزودن ارزش به پروتکل هیچ پاداشی دریافت نمی کنند و کسانی که نقدینگی خود را در کوتاه مدت خارج می کنند اصلا جریمه نمی شوند.

     

    چگونه توکن های DEFI را ارزش گذاری کنیم

     

     

    نکته ای که  درباره ی پروتکل ها به آن توجه می کنم، ویژگی تقویت جریان دارایی برای بلوکه یا قفل کردن سرمایه در بلندمدت است. در واقع هر پروتکلی که چنین ویژگی ای داشته باشد، دارای واقعی است؛ ارزش قفل شده ی حقیقی. سرمایه ای که برای مدت معمولی قفل شده است می تواند در افزایش بازده دارایی های ارزش آفرین در فضای رمزارزها مورداستفاده قرار گیرد. بازده ای که از بازده سرمایه گذاری های کوتاه مدت خوشایندتر باشد. از این رو، با قربانی کردن ارائه دهندگان نقدینگی کوتاه مدت می توان به سود بیشتر دست پیدا کرد و پروتکل های DEFI نیز نقدینگی ماندگارتری خواهد داشت.

     

    درواقع این فرایند قفل کردن سپرده برای مدت طولانی تر و به منظور افزایش بازدهی، در امور مالی سنتی بسیار معمول است. این همان مسئلهی رهن گذاری مجدد است که به بانکداران اجازه میدهد سود بیشتری را به سپرده گذاری های بلندمدت اختصاص دهند. در حال حاضر پروتکل غیر متمرکزی را نمی شناسم که از مدل رهن گذاری مجدد استفاده کند. ولی راه حل هایی متمرکز برای استفاده از سپرده گذاری ها در درازمدت وجود دارد.

     

    یکی از آنها Celsius است که احتمالا یکی از شناخته شده ترین پلتفرم های متمرکز در بازار است. البته این پلتفرم غیرمتمرکز است پس با DEFI در تضاد است. پس جالب میشود اگر ببینیم آیا راه حل غيرمتمرکزی برای ایجاد مدل مشابه پیدا می شود؟ و اگر پیدا شد، آنها چطور می توانند کاربران را متقاعد به سرمایه گذاری بلندمدت در قرارداد هوشمند و خاص کنند؟ در نتیجه، این امکان تا زمانی که اتفاق جدیدی رخ دهد غیر قابل دسترس خواهد بود.

     

    همان طور که میدانید برداشت کنندگان بازده هرروزه اقیانوسی از سرمایه را جابه جا می کنند، پس مشخص نیست که آیا آنها از چنین ایدهای استقبال می کنند یا خیر. مطمئنم افراد به ظاهر تأثیرگذاری در جهان هستند که به شما می گویند فرمولی جادویی برای ارزش گذاری پروتکل های DEFI وجود دارد یا ادعا می کنند که می دانند یک پروژه چقدر پتانسیل فروش دارد. حقیقت این است که DEFI هنوز در مراحل اولیه ی کار خود است و داشتن چنین اطلاعاتی غیرممکن است.

     

    آکادمی تبریز فایننس یکی از برترین و بهترین آموزشگاه بازار های مالی در سطح شمال غرب و تبریز است.تبریز فایننس برگزار کننده دوره ارز دیجیتال دوره فارکس دوره بورس اوراق بهادار و پرایس اکشن است.اگر می خواهید درباره تبریز فایننس بیشتر بدانید می توانید از مقالات و جزئیات دوره ها ، اخبار های وب سایت مارا دنبال کنید.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    adminn

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.