تبریز فایننس

قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار !

قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار
  • قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار : با هر روش معاملاتی، در هر زمانی از روز و با استفاده از هر قاپ زمانی ای دست به تجارت بزنید، برای بازار فرقی نمی کند. قانونی در بازار هست که ما آن را قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار می نامیم. این قانون می تواند به تنهایی و با بی اعتنایی زجر آوری، همه ی رشته های شما را پنبه کند.

    چه از یک روش سادهی تجاری استفاده کنید و چه از ترکیب چند عامل تکنیکال و فاندامنتال برای معامله بهره ببرید، در نهایت فقط در برابر یک دوراهی هستید: صعود یا نزول، قیمت ها برای نوسانات خود فقط در یکی از همین دو جهت حرکت می کنند. برای همین هم هست که در نرم افزارهای تمام کارگزاران دنیا بیش از دو دکمه ی «خرید» و «فروش» وجود ندارد.

     

    از پیچیده ترین تحلیل ها استفاده کنید یا از دم دستی ترین تکنیکهاء بازهم باید میان یکی از این دو جهت یکی را انتخاب کنید. در غیر این صورت، می بایست در کنار دو نماد گاوها و خرسها به عنوان سمبل جهانی خریداران و فروشندگان، فهرست بلندبالایی از نام حیوانات دیگر ایجاد می شد که هر کدام نماینده ی دسته ی خاصی از معامله گران بودند. انگار باید خوشحال باشیم که انحصار تجارت در خرید و فروش بازار را به جنگل های بکر استوایی تبدیل نکرده است؟

     

    این مسئله گاهی برای عده ای آن قدر جالب و جذاب می شود که آنها را به بی اعتنایی محض نسبت به همه ی قواعد تحلیل های تکنیکال و فاندامنتال ترغیب می کند و اساس نظریه ی «ورود تصادفی» را پایه ریزی می کند، چرا که اگر قرار باشد استفاده از قواعد و قوانین هر کدام از تحلیل های رایج بازار با درصد بالایی از خطا همراه باشد، پس از اساس چه نیازی به استفاده از آنها وجود دارد؟ طرفداران نظریه ی ورود تصادفی اصالتی برای تعیین نقطه ی ورود با استفاده از روش های تحلیلی رایج در بازار قائل نیستند.

     

     

    آنها به این نکته دست پیدا کرده اند که ورود، به هر دلیلی، یا بی هیچ دلیلی، در نهایت با یک شانس ۵۰درصدی موفقیت روبه رو خواهد شد. در این صورت، دیگر نیازی به دست و پازدن در دریایی از قواعد و قوانین تحلیل بازار احساس نمی شود. پیش بینی معامله گران خرد و کلان بازار همواره بین کاهش و افزایش قیمت ها منحصر است، جز این دو حالت هيج احتمال دیگری در کار نیست؛ پس اگر در این میان هر عاملی بخواهد به عنوان یک استراتژی سودده قد علم کند، باید وزن خود را به میزانی بیش از ۵۰ درصد سنگین کند.

     

    اما کدام روش می تواند چنین ادعای بزرگی را در جهت پیش بینی بازار مطرح کند؟ از نظر من هیچ روشی با هر اندازه از شهرت و محبوبیت چنین توانی ندارد. حتی قدرتمندترین و متداول ترین نوسان نماها ۳۰ و نشانگرها و الگوها، در بهترین حالت، در حول و حوش عدد ۵۰درصد دور می زنند و این، برای معرفی هر کدام از آنها به عنوان عاملی قدرتمند، به هیچ عنوان کافی نیست.

     

    اگر غیر از این فکر می کنید، می توانید به گذشتهی بازار رجوع کنید. هر الگویی را که راه نجات و کسب سود پایدار در بازار می شناسید به عنوان نمونهای آزمایشگاهی در تاریخ معاملات خود بررسی کنید. به احتمال قریب به یقین، عدد به دست آمده از ۵۰ درصد همه ی موقعیت های ورود تجاوز نخواهد کرد

     

    قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار و نسبت سود به ریسک

     

    اگر قانون ۵۰درصد را فرضی پذیرفته شده در بازار در نظر بگیرید، به سادگی در خواهید یافت که براساس یک قانون سادهی ریاضی تازه به نقطه ی سر به سر رسیده اید. شما در نیمی از موقعیتها برندهی بازار بوده اید و در تیم دیگر در هیئت یک بازنده از بازار به بیرون پرتاب شده اند. اگر کمیسیون کارگزار و سواپ های  دریافتی را از محاسبات کنار بگذارید، تازه در نقطه ی سر به سر قرار گرفته اید.

     

    برای فرار از این وضعیت، نیاز دارید که حاشیه ی سود در هر موقعیت را بیشتر از حاشیه ی ضرر تعیین کنید تا در نهایت برندهی بازار باشید و این موضوع خود باعث می شود قانون ۵۰درصد به نفع افزایش میزان ضررها تغییر وضعیت بدهد.

     

    فرض کنید با استفاده از روش شمردن امواج اليوث  به تعادلی ۵۰درصدی در معاملات شخصی خود دست پیدا کرده اید. سؤال اینجاست: در چه شرایطی؟ قانون ۵۰درصد در یک نسبت سود به ریسک یک به یک عمل می کند. هر گاه نسبت هر کدام از دو طرف معادله (سود و ریسک) تغییر پیدا کند و کفه ی ترازو را به نفع خود سنگین کند، کفهي طرف دیگر خودبه خود بالا خواهد رفت.

     

    قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار

     

    این شکل نمونه ی برابر نشستن شاهین ترازو در یک موقعیت معاملاتی است. اگر در قیمت ۱۶۳۶,۲۷یک معامله ی فروش انجام دهید و دستور توقف ضرر ۳۳ را در نقطه ی ۱۶۶۲٫۷۵ و دستور گرفتن سود ۳۴ را در قیمت ۱۶۰۷,۴۰فعال کنید، نسبت سود به ریسک شما یک به یک خواهد بود.

     

    این همان صورتی است که قانون ۵۰درصد به طور ثابت و با تلورانس بسیار پایین در آن کار می کند. اگر با این نسبت هزار معامله هم انجام دهید، هیچ تغییری در حساب معاملاتی تان پدید نخواهد آمد. در نیمی از موقعیت ها برنده می شوید و نیم دیگر را خواهید باخت و در نتیجه سرمایه ی ابتدایی تان ثابت باقی می ماند، البته اگر کمیسیون های کار گزار را در نظر نگیرید.

     

    اما وقتی متغیر نسبت سود به ریسک با نسبتی به غیر از یک به یک وارد بازی می شود، شرایط را کاملا دگرگون می کند.

     

    قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار

    در این نمودار نسبت سود به ریسک حدود سه به یک در نظر گرفته شده است. نقطهی فروش و دستور توقف ضرر ثایت اند، اما دستور گرفتن سود به عدد ۶۸ ۱۵۵۶ تغییر کرده است. طبیعی است که اگر همه ی معاملات با همین نسبت انجام شوند، حجم سودهای دریافتی بالاتر می رود، و در مقابل، تعداد موقعیت های سودده کاهش پیدا می کند. در فرض دیگر، اگر ناحیه ی سود را کوچک تر و قلمرو ضرر را بزرگتر بگیریم، معادله ی بالا معکوس می شود.

     

    قانون ۵۰درصد در بورس اوراق بهادار

     

    در این شکل، دستور گرفتن سود به نقطه ی ۱۶۲۸,۳۹ جابه جا شده و منطقه ی سود بسیار کوچکی ایجاد کرده است. با ادامهی معاملات به همین روش، حجم سودهای دریافتی کاهش می یابد، ولی به دلیل کوچک بودن ناحیه ی سود و احتمال بالاتری که برای برخورد به نقطه ی سود وجود دارد، میزان سودها افزایش پیدا می کند.

     

    با یک محاسبه ی سرانگشتی می توان فهمید که هرقدر نسبت سود به ریسکتان بالاتر باشد، احتمال دریافت سود در بازه های میان مدت و بلندمدت بیشتر است و این مسئله به استراتژی های ورود به بازار ارتباط زیادی ندارد، بلکه دست کاری در نسبت سود به ریسک است که تکلیف تعداد معاملات سودده و زیان ده را روشن می کند.

    قصد ندارم اصل «تکرار گذشته در آینده» را یکسره زیر سؤال ببرم، اما تمام حرف من در این دو نکته خلاصه می شود:

    ١. هر موقعیت، در هر روز کاری، می تواند زمینه را برای یک معامله ی تازه و منحصر به فرد آماده کند، معامله ای که از هیچ جهت پیوندی با گذشته ندارد، اما می تواند از نظر الگوشناسی مشابهت هایی با موقعیتهای تاریخی قبلی داشته باشد؛

    ۲. بر فرض وجود مشابهت بین موقعیت جدید با موارد گذشته، این سؤال بنیادی مطرح می شود که این دست همانندسازیها چه سنگی را از پیش پای یک معامله گر برمی دارد؟ به طور مثال، اگر یک الگوی ادامه دهنده را در نظر بگیرید، خواهید دید که گذشته ی بازار به راحتی در نیمی از موارد به کاربرد آن الگو خیانت کرده است، و مطابق با اصل «تکرار گذشته در آینده به احتمال تکرار مجدد خیانت وجود دارد.

     

    به نظر می رسد این باور هم در بازارهای سرمایه عمر خود را کرده باشد. این یکی هم مثل هر عقیده و نظری که پایه و مایه ی تجربی و علمی ندارد باید به حال خود واگذاشته شود.

     

     

     

    آکادمی تبریز فایننس یکی از بهترین مجموعه ها در غرب کشور است که سعی دارد بستری مناسب برای علاقه مندان در حوزه ی ارز دیجیتال با برگزاری دوره هایی مثل دوره ارز دیجیتال و دوره پرایس اکشن نوین و دوره های دیگر ایجاد کند.

     

    شما می توانید با شرکت در این دوره ها سرمایه گذاری بی نظیری در کارنامه مالی خود ثبت کنید و به یک تریدر حرفه ای تبدیل شوید.

     

     

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    adminn

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.